شاخ روان
شاخ روان

شاخ روان

همه به کنار...بمیرم برای بچه های یمن

مادری اخبار به اخبار فشار خونش میره بالا یا داره به داعش ناسزا میگه یا عربستان صعودی 

میگه اینا از حیواناتم وحشی ترن

میگم نه مادری اینا احمقن ...یعنی احمق ترینن

یه احمق مطلق به مراتب خطرناک تر از یه وحشی مطلقه!

 خوارج احمق بودن نه وحشی!



بپا شانسی نشی

خوش شانسی وقتی اتفاق می افته که وقتی سوار بی آرتی میشی تنها صندلی خالی ،صندلی زیر اشعه ی مستقیم آفتاب و خلاف جهت حرکت اتوبوس باشه...از اونم بهتر زمانیه که وقتی سوار یه اتوبوس دیگه که خلوته میشی بعد از کلی محاسبات نجومی برای یافتن صندلی زیر آفتاب و دوری کردن از اون ، اتوبوس توی مسیری قرار بگیره که آفتاب درست روی سر تو متمرکز بشه، وقتیم که بعد از کلی خودخوری کردن یهو دلتو بزنی به دریا و جاتو عوض کنی بعد از چند ثانیه اتوبوس بچرخه و ...

اصلن انقد شانس از آسمون میباره که باید چتر با خودت ببری یه وقت شانسی نشی!!!

فاجعه ی خواهرانه

فاجعه یعنی 

با خواهر هم سن و سالت دو ساعت تمام توی خونه تنها باشید و

حتی یه کلمه حرف خصوصی نداشته باشید که بزنید...

یعنی حتی یه کلمه ی رمزی بین خودتون نداشته باشید

یعنی اون فکرش تو آسمون باشه تو توی زمین

تولد عید شما مبارک


به قول خواهری امروز بزرگترین عید برای یه مسلمونه


مبعث بر همه ی مسلمونا و همه ی اونایی که پیامبر مسلمونا رو دوست دارن مبارک باشه...

حوصله مون رفت بابااااااااا

این بلاگفا شورشو درآورده یعنی...

بابا دلمون واس دوستان تنگ شده خو!!!


خدا روشکر خعلی وخت پیش به پیشنهاد دوست جون از دیار بلاگفایی رخت بربستیم 

اصلن حال و حوصله مسخره بازیاشو نداشتم یعنیااااا

به قول حافظ : 

ما آزموده ایم در این شهر بخت خویش

بیرون کشید باید از این ورطه رخت خویش

شایدیات




شاید رمز بعضی پستا رو به بعضی خواننده ها دادم بستگی داره البته...

تا کی باشه! ;-)


مبارکا باشه

   کاغذ دیواریمونو عوض کردیم 

 باشد که حال دلمونم عوض بشه 



پ.ن: هرچند میدونم دوباره بلاگ اسکای اذیتم میکنه 

ولی دوباره به صورت کوتاه مدت نظرات رو فقط برای این پست باز میکنیم تا نظراتتونو راجع به دکوراسیون جدیدمون بشنویم 

شاید انتقادی چیزی داشتید!

هشت وعده تقسیم بر دو پت و مت ضرب در یک چک و لگد ...مساوی با؟

عین پت و مت نشستیم منتظر رسیدن یه وعده ،

که قرار بوده هشت روز ،هشت هفته ،یا هشت ماه دیگه اتفاق بیفته !!!


اون نشسته که بشه ومن نشستم که نشه و کله شو ازجا بکنم :-)

 هشت روزش خعلی وخته گذشته ...

داریم از هشت هفته  عبور میکنیم ...

تا هشت ماهم کی مرده کی زنده !!! بعله...



از حالا پیروزی متی  خودمو بر استکبار پتی  اعلام میکنم :-)

باید کم کمک از دانشگاه بهشتی خداحافظی کنیم گویا !

جواب ارشد اومده ...

برو بچز دانشکده ترکوندن !!! 

یکی از آقایون رتبه ی یک خصوصی شده ...

هنوز داره رتبه ها و دسته گلا یکی یکی رو میشه...

خیلیا هم که با شرط معدل بی کنکور رفتن ارشد!

مادری از دیشب میره میاد چپ چپ مارو نگاه میکنه 

گمونم روش نمیشه بگه خاک تو سرت! 

یه نگاه میکنه رد میشه .

پدری همون نگاهه رو هم نمیکنه !

خواهری اومده میگه هر چی بهت گفتیم شرکت کن مسخره بازی درآوردی حالا بشین با سال پایینیا درس بخون واسه کنکور ،دوستات برن ارشد.(این یکی خاک بر سرتو میگه)

هیچی دیگه خانواده لودر انداختن از رو ما رد شدن یه دنده عقبم گرفتن که مطمعن بشن کار تمومه!!!

منبری از حاج خانوم شاخ روان

توی سختی ها و سرازیری ها اگه لی لی به لالای نفس تون بذارید ،

باید خر بیارید و افسردگی و نا امیدی و ننه من غریبم بازی و مریضی روحی و جسمی  و - در مواقع حادتر و ایمان کمتر - خودکشی و ...بار کنید.

عاخرشم به خودتون میاید میبینید اووووووووه چقد از زندگی و اصل ماجرا عقب افتادید...

پس از من به شما نصیحت ،تا احساس کردید نفس تون می خواد از این نکبت بازیا دربیاره از همون لحظه ی اول یه نگاه بی اعصاب بهش بندازید و بگید :

بیشین سرجات بابا باقالی،واسه من شاخ شده ایکبیری!!!

بعد یه قرص صبر بخورید که حکم مسکن رو داره و در برابر سختیا مقاومتون میکنه ،بعدش بشینید و منتظر خدا بمونید...دیر و زود داره ولی سوخت و سوز نداره :-)  به مرگ باراک این تجربه اثبات شده ست!